تبليغاتX
++++×---بی وفا----×++++







++++×---بی وفا----×++++

    Home      Email        Arshive

 
   شعر سهراب سپهری
 

در شبي تاريک که صدائي با صدائي در نمي آميخت و کسي

 کس را نميديد از ره نزديک ، يک نفر از صخره هاي کوه بالا رفت

 و به ناخنهاي خون آلود روي سنگي کند نقشي را و از آن

پس نديدش ، هيچکس او را ... شسته باران رنگ خوني را که

 از زخم تنش جوشيد و روي صخره ها خشکيد . از ميان برده است ،

طوفان نقشهايي را که بجا از کف پايش .

گر نشان از هر که پرسي باز ، بر نخواهد آمد آوايش...

آن شب هيچکس از راه نمي آمد تا خبر آرد از آن رنگي که که در

کار شکفتن بود . کوه : سنگين ، سر گردان ، خونسرد .

باد ، آمد ولي خاموش . ابر پر مي زد ولي آرام .

ليک آن لحظه که ناخنهاي دست آشناي راز رفت

تا بر تخته سنگي کار کندن را کند آغاز ،

رعد غريد کوه ها را لرزاند .

برق روشن کرد سنگي را که حک شد

 روي آن در لحظه اي کوتاه پيکر نقشي که بايد جاودان ميماند .

 امشب باد و باران هر دو مي کوبند :

 باد خواهد بر کند از جاي سنگي را و باران هم خواهد

 از آن سنگ نقشي را فرو شويد ... هر دو ميکوشند ،

 هر دو مي خروشند . ليک سنگ بي محابا

 در ستيغ کوه مانده بر جا استوار ، انگار با زنجير پولادين... .

سالها آن را نفرسوده است ، کوه اگر در خويشتن پيچد ،

سنگ بر جا همچنان خونسرد مي ماند

 و نمي فرسايد آن نقشي که رويش کند در يک فرصت باريک

( در شبي تاريک... )

 سهراب سپهری

  + نوشته شده در87/12/15  ساعت 11:23  توسط   

   سرنوشت انسان
  نام : انسان
نام خانوادگی: آدمیزاد
نام پدر : آدم
نام مادر : حوا
ساکن : کهکشان راه شیری- منظومه شمسی - زمین
لقب : اشرف مخلوقات
نژاد: خاکی
صادره از : دنیا
مقصد : آخرت
ساعت حرکت پرواز: هر وقت خدا بخواهد
مکان : بهشت اگر نشد جهنم
وسایل مورد نیاز: دو متر پارچه سفید- عمل نیک- انجام واجبات- امر به معروف و نهی از منکر- دعای والدین و مومنین- نماز اول وقت- ولایت ائمه اهار(سلام الله علیهم) اعمال صالح و تقوا
توجه : از آوردن بار اضافه از قبیل : حق الناس ، غیبت ، دروغ و ... جدا خودداری نمایید
خواهشمند است جهت رفاه حال خود خمس وزکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید
ضمنا از آوردن ثروت ، مقام ، ماشین ، حتی داخل فرود گاه خودداری نمایید
حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین ، سنگ قبر گران تجملاتی ونیز مراسمهای پرخرج خودداری کنند
جهت یادگاری اموال خود را قبل پرواز برای فرزندان خود مشخص کنید
برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر (ص ) مراجعه نمایید
در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی بر خوردید با شماره های زیر تماس حاصل نمایید
الف) سوره بقره آیه 186 - ب) سوره نسا آیه 45- ج) سوره توبه آیه 119 - د) سوره اعراف آیه 55

با تشکر
سرپرست کاروان : جناب حضرت عزرائیل
تهیه و تنظیم : سر نوشت الهی

  + نوشته شده در86/11/10  ساعت 16:9  توسط   

   
   

عشق من در اثر عشق دگر پرپر شد

من ندانم چه کسی از گل من بهتر شد

ولی دانم همین را که از وجودت

تمام عمر من یکدم به سر شد

زدم آتش به قلبم زین جدایی،بی وفایی

ندانستم تو هم در آن دلم داری صفایی

 

1386/11/3

  + نوشته شده در86/11/09  ساعت 13:40  توسط   

   
   

گفتمش دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

 

لطفاً ادامه ای کاش ...  رو در نظر سنجی پست زیر بنویسید

  + نوشته شده در86/11/02  ساعت 14:45  توسط   

   ای کاش
 

ای کاش...

ای کاش....

 

ادامه اش رو خودت بنویس تو قسمت نظرات 

  + نوشته شده در86/11/01  ساعت 14:8  توسط   

   چقدر دوست داشتم ...
 

چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر

 غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ...

هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو

هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي

چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!

  + نوشته شده در86/11/01  ساعت 14:7  توسط   

   بی وفایی
  عزیزم ای امیدم مهربونم                   همیشه یاد چشمای تو بودم

که آمد آن خزان بی وفایی                بکرد آن روز اول را تباهی

که یعنی عشق یعنی که جدایی        که عشق از سر فتادن ،بی وفایی

وفایی که نداری تو عزیزم                 نباید میشیدی یکدم نصیبم

که امروز از فراقت من بسوزم            به سان برگ خشکی در غمایم

بسرزد مح مود(محمود) این را بگوید    که در دل بی وفایی وا گذارد

دیماه ۸۶

  + نوشته شده در86/10/30  ساعت 13:54  توسط   

   بشناس مرا؟
 

بشناس مرا حکایتی غمگینم

افسانه تیره شبی سنگینم

تلخم٬ کدرم٬ شکسته ام ٬مسمومم

ای دوست شناختی مرا من اینم

من اینم و غرق خستگی آمده ام

ویرانم و از شکستگی آمده ام

از شهر یگانگی فراموشش کن

از شهر هزار دستگی آمده ام

  + نوشته شده در86/10/25  ساعت 14:12  توسط   

   چند سخن از بزرگان
  بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد

زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غرال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نمي رد مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن.

  + نوشته شده در86/10/25  ساعت 13:18  توسط   

   قو
                                 عشق   
  + نوشته شده در86/10/21  ساعت 18:43  توسط   

   
  وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتيد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد
  + نوشته شده در86/10/21  ساعت 18:39  توسط   

   مردن
 

اگر کسي مرا خواست بگوييد رفته باران ها را تماشا کند

    و اگر اصرار کرد بگوييد براي ديدن طوفانها رفته است
  
 و اگر بازم سماجت کرد بگوييد رفته تا ديگر بر نگردد

  + نوشته شده در86/10/21  ساعت 18:39  توسط   

   خدا
 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند :خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

  + نوشته شده در86/10/21  ساعت 18:38  توسط   

   کینه
  وقتي از كسي كينه اي به دل مي گيريمدر واقع دشمن رو به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده ايم. سعي كنيم خانه دلمان را تنها از دوستان پر كنيم و هرگز گوشه اي از ذهن وقلبمان را از فكر كردن و احساس كينه در اختيار دشمن نگذاريم.

پس کینه ها را دور بریزیم و به هم عشق بورزیم آخه فقط عشق میمونه


  + نوشته شده در86/10/19  ساعت 13:44  توسط   

   مرگ
  هر 3 ثانیه یکی تو دنیا میمیره
بشمار1 2 3  همین الان یکی مرد یادت باشه یکی از این 3 ثانیه ها نوبت من و توه

پس بیا خوبی کنیم تا خوبی بمونه نه بدی

  + نوشته شده در86/10/19  ساعت 13:44  توسط   

   ++++love++++
 
  + نوشته شده در86/10/19  ساعت 13:44  توسط   

   زندگي
   

به گمانم زندگی چیزی جز تسلسل تلاش برای برقراری رابطه و شکست خوردن های پیاپی نیست که به وسیله

هنر دور نمایی زیباو قابل تحمل از آن می سازیم.

  + نوشته شده در86/10/16  ساعت 14:16  توسط   

   آئينه عشق
 
  + نوشته شده در86/10/15  ساعت 14:16  توسط   

   فقط خدا
   

سعی کن تنها کسی را که در تنهاییت راه می دهی

 

 خدا

 

 باشد.    و سعی کن تنهاییت آنقدر بزرگ باشد که

 

خدا

 

 درآن جای گیرد

  + نوشته شده در86/10/15  ساعت 14:16  توسط   

   نمی دانم چرا تلخ است گفتارم
 

نمی دانم چرا تلخ است گفتارم

چرا می گویم از سختی

چرا می نالم از  دنیا

چرا اشکم ز تنهایی ست

نمی دانم چرا می سوزم از غربت

چرا می ترسم از صحبت

چرا از همنشینی ها گریزانم

چرا تنها و حیرانم

نمی دانم....... نمی دانم!!!!

 

  + نوشته شده در86/10/15  ساعت 14:11  توسط   

   بازم گريه....
                             
  + نوشته شده در86/10/14  ساعت 12:53  توسط   

   بس كه ديوار دلم كوتاه است...
        تو نيستي تا ببيني...
  + نوشته شده در86/10/14  ساعت 12:51  توسط   

   
                                                     

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

  + نوشته شده در86/10/13  ساعت 15:24  توسط   

   
 

                              

 

  زندگی حکایت  دو روزِخنده و گریه است       همواره  دست در دست داشتن، بی شبه است

 

   جدایی در جهان، درد شدید است                 عزیزم غم مخور، دنیا همین است

  + نوشته شده در86/10/13  ساعت 13:15  توسط   

   ياد مرگ
              بي عشق : مرگ
  + نوشته شده در86/10/12  ساعت 13:30  توسط   

   عشق یعنی...
 

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

 عشق يعني عطر خجلت عطرشور

 عشق گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان

 عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن

  + نوشته شده در86/10/12  ساعت 13:28  توسط   

   زيبا
                                       

  + نوشته شده در86/10/11  ساعت 20:34  توسط   

   لبخند زيباي تو
 

 

می دونی فرق لبخند من با لبخند تو چیه؟ تو وقتی شادی می خندی اما من وقتی تو شادی می خندم.

امشب می خوام طی یک عملیات انتحاری شهادت طلبانه فدات بشم.

  + نوشته شده در86/10/10  ساعت 14:0  توسط   

   مرگ
 

نميدانم پس  از مرگم  چه  خواهد شد نمي  خواهم دانم  كوزه گر  از خاك  اندامم چه خواهد ساخت  ولي آنقدر  مشتاقم كه از خاك  گلويم   سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد بدينسان بشكند هر دم سكوت مرگبارم را.......

 بيائيد زندگي را با ديگران تقسيم كنيم تا آنها هم لذت زندگي را بچشند

پس براي شفاي بيماران وآزادي زندانيان صلوات بلند ختم كن

                     ++++++++++++++++صلوات+++++++++++++

  + نوشته شده در86/10/10  ساعت 13:59  توسط   

   عشق
  يادت باشه
  + نوشته شده در86/10/10  ساعت 13:54  توسط